پنج شنبه , آبان ۲۴ ۱۳۹۷
صفحه اصلی / مطالب عمومی / نحوه شهادت حضرت رقیه بر اساس منابع تاریخی
حضرت رقیه

نحوه شهادت حضرت رقیه بر اساس منابع تاریخی

پنجم ماه صفر سالروز شهادت حضرت رقیه (س) می‌باشد. ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت دردانه اباعبدالله الحسین (ع)، نگاهی اجمالی به زندگانی حضرت رقیه (س) می‌اندازیم.

اثبات وجود تاریخی حضرت رقیه (س)

یکی از شهیدان قیام حسینی که نقش بسیار تأثیرگذاری در تبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی داشت، حضرت رقیه (س)، دختر سه‌ساله امام حسین (ع) است (که بارگاه آن مخدره در شهر شام واقع‌شده است). بعضی از مورخین درباره وجود تاریخی حضرت رقیه (س) سعی در شبهه پراکنی دارند، اما با توجه به مستندات تاریخی که در کتاب منتخب التواریخ نقل‌شده می‌توان به تمام این شک و دودلی‌ها پایان داد.

در قسمتی از این مستندات تاریخی، جریان تعمیر و بازسازی قبر این بانوی سه‌ساله ذکرشده که بدین‌صورت است: چندین بار سید ابراهیم دمشقی و خانواده‌اش در عالم رؤیا خواب این بانوی سه‌ساله را می‌بینند. در خواب از سید ابراهیم خواسته می‌شود که به نزد والی شام برود و از او بخواهد که قبر را تعمیر کنند؛ زیرا داخل قبر آن حضرت آب جمع شده بود و جسم مطهر ایشان معذب بود.

والی شام با مطلع شدن از این جریان از علما شیعه و سنی خواست که غسل کنند و در نزد مرقد آن بانو جمع شوند و قرار بر این شد که قفل به دست هر شخصی باز شد، متصدی نبش قبر و تعمیر آن شود. قفل تنها به دست سید ابراهیم دمشقی که نسبش منتهی به سید مرتضی علم الهدی می‌شود، باز شد و بدن شریف آن حضرت را به مدت سه روز از قبر خارج کردند و به تعمیر آن پرداختند. (برای اطلاع از جزئیات بیشتر به کتاب لهوف سید بن طاووس مراجعه شود)
یا رقیه

شهادت غم‌انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع

شهادت غم‌انگیز حضرت فاطمه صغری و یا رقیه علیهاسلام، دختر امام حسین (ع) چنین است:

عصر روز سه‌شنبه در خرابه در کنار حضرت زینب (س) نشسته بود. جمعی از کودکان شامی را دید که در رفت‌وآمد هستند.

پرسید: عمه جان! اینان کجا می‌روند؟ حضرت زینب (س) فرمود: عزیزم این‌ها به خانه‌هایشان می‌روند. پرسید: عمه! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.

بلافاصله پرسید: عمه! پدرم کجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه‌جویی نمود، به‌گونه‌ای که با صدای ناله و گریه او تمام اهل خرابه به شیون و ناله پرداختند.

خبر را به یزید رساندند، دستور داد سربریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سیدالشهدا را در میان طَبَق جای‌داده، وارد خرابه کردند و مقابل این دختر قراردادند. سرپوش طبق را کنار زد، سر مطهر سیدالشهدا را دید، سر را برداشت و در آغوش کشید.

بر پیشانی و لب‌های پدر بوسه زد و آه و ناله‌اش بلندتر شد، گفت: پدر جان چه کسی صورت شمارا به خونت رنگین کرد؟ پدر جان چه کسی رگ‌های گردنت را بریده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذی أَیتَمَنی علی صِغَرِ سِنِّیِ» چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پدر جان یتیم به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان کاش خاک را بالش زیر سرم قرار می‌دادم، ولی محاسنت را خضاب شده به خونت نمی‌دیدم.

دختر خردسال حسین (ع) آن‌قدر شیرین‌زبانی کرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خیال کردند به خواب‌رفته. وقتی به سراغ او آمدند، از دنیا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.

شرح شمع: صفحه 310 – نفس المهموم 456 -الدمع الساکه 141

حضرت رقیه

 

نقش مؤثر حضرت رقیه (س) در تبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی

جریان کربلا محدود به واقعه عاشورا نیست؛ چراکه پس‌ازآن با ادامه حرکت کاروان اسرا، مبارزه خاندان اهل‌بیت با یزید همچنان ادامه داشت. ادامه نهضت حسینی را می‌‌توان از خطبه‌های غرای امام سجاد (ع) تا نقش بیدارگری حضرت زینب (س) در شهر‌های بزرگی چون کوفه و شام دانست.

چه بسیار مسیحیان و یهودیانی که به‌وسیله کاروان اسرا مسلمان شدند و از همه پررنگ‌تر آن‌که خانواده یزید و غلامانش با دیدن اهل‌بیت پیامبر در اسارت از او بیزاری جستند و جزء محبین خاندان عصمت و طهارت شدند.

حضرت رقیه (س) یاقوتی درخشنده در شهر شام

نهضت حسینی با یادگار گذاشتن نشانه‌ای گران‌قدر (حضرت رقیه) در شهر شام باعث دگرگونی عمیق و تغییری شگرف در شهر شام شدند؛ زیرا شهر شام از زمان عثمان، خلیفه سوم تحت امارت معاویه بوده و به گواهی تاریخ او از همان زمان در تدارک تشکیل حکومت بنی‌امیه بود.

پس از مرگ عثمان و به حکومت رسیدن امام علی (ع) وی حاضر به بیعت با امام نشد و از ایشان امارت شهر شام را درخواست کرد و به سبب آن‌که امام امارت شهر شام را به وی واگذار نکرد، جنگ صفین و ماجرای حکمیت روی داد.

پس از مرگ عثمان و به قدرت رسیدن معاویه او دست به جنایات بسیار عجیب و خطرناکی در عالم اسلام زد. اثرات ظلمی که معاویه در حق اسلام و مسلمین کرد قابل توصیف و شمارش نیست.

ضریح مطهر حضرت رقیه
ضریح مطهر حضرت رقیه

جریان‌سازی خطرناک معاویه علیه اسلام

ازجمله آن می‌توان به رواج سب و لعن امام علی (ع) و جعل احادیث پیامبر اشاره کرد. در کتاب أسرار آل محمد علیهم‌السلام نقل‌شده: معاویه قاریان اهل شام‏ و قاضیان آن را فراخواند و به آنان ‏اموالى داد و ایشان را در نواحى و شهرهاى شام پراکنده ساخت. آنان هم مشغول به نقل روایات دروغین شدند و پایه‏هاى باطلى را براى مردم پایه‏گذارى کردند. آنان به مردم چنین خبر مى‏دادند که على علیه‌السلام عثمان را کشته و بدین‌وسیله اهل شام را به معاویه متمایل کردند و همه اهل شام متفق الکلمه شدند.

برنامه بیست‌ساله معاویه بر ضد ولایت امیرالمؤمنین (ع)

معاویه این برنامه را بیست سال ادامه داد و در تمام مناطق تحت حکومتش آن را اجرا مى‏کرد تا آنکه اراذل شام و یاران باطل نزد او آمدند و بر سر غذا و آب او نشستند.

او به آنان اموال مى‏داد و براى ایشان زمین‌ها را قسمت مى‏کرد و خوراکى و نوشیدنى به آنان مى‏خورانید تا آنجا که خردسالان با این برنامه بزرگ شدند و بزرگ‌سالان پیر شدند و عرب‌هاى بیابانى با این عقاید به شهرها کوچ کردند. اهل شام لعن شیطان را ترک کردند و بر على (ع) لعن کردند و نوشته‏اى هم به همه شهرها براى کارمندانش نوشت که: «امانم را برداشتم از کسى که حدیثى در مناقب على بن ابی‌طالب یا فضائل اهل‌بیتش نقل کند و چنین کسى عقوبت را بر خودش روا داشته است.»

بارگاه حضرت رقیه در شهر شام تبدیل به مرکزی برای تبلیغ تشیع شد

به یمن حضور این مخدره بزرگوار در قلب حکومت امویان، راه‌گم‌کردگان طریق ولایت به سمت اهل‌بیت هدایت می‌شوند و مَثَل آن شهید خردسال همانند مناری است که انسان‌های سرگردان را نجات می‌دهد. همچنین از اثرات وجودی حضرت رقیه (س) کم اثر شدن جنایاتی بود که معاویه ملعون در حق اسلام انجام داد؛ زیرا مرقد آن مخدره تبدیل به مرکزی برای تبلیغ شیعیان شد.

حرم حضرت رقیه
حرم حضرت رقیه

کرامات حضرت رقیه (ع)

از حضرت رقیه (ع) و مرقد مطهر آن حضرت، ‌در طول تاریخ، کرامات متعددی بروز کرده است. در این مطلب توجه شما را به یک کرامت شگفت جلب می‌کنیم:

بگو چند جمله از مصیبت دخترم (رقیه) رابخواند

مرحوم حاج میرزاعلی محدث زاده (متوفای محرم 1396 ه. ق)،‌ فرزند مرحوم محدث عالی‌مقام حاج شیخ عباس قمی رضوان‌الله تعالی علیها، از وعاظ و خطبای مشهور تهران بودند. ایشان می‌فرمود: یک سال به بیماری و ناراحتی حنجره و گرفتگی صدا مبتلا شده بودم، ‌تا جایی که منبر رفتن و سخنرانی کردن برای من ممکن نبود. مسلم،‌ هر مریضی در چنین موقعی به فکر معالجه می‌افتد، من نیز به طبیبی متخصص و باتجربه مراجعه کردم.

پس از معاینه معلوم شد بیماری من آن‌قدر شدید است که بعضی از تارهای صوتی ازکارافتاده و فلج شده و اگر لاعلاج نباشد صعب‌العلاج است.

طبیب معالج در ضمن نسخه‌ای که نوشت دستور استراحت داد و گفت که باید چند ماه از منبر رفتن خودداری کنم و حتی باکسی حرف نزنم و اگر چیزی بخواهم و یا مطلبی از زن و بچه‌ام انتظار داشته باشم آن‌ها را بنویسم،‌ تا درنتیجه استراحت مداوم و استعمال دارو، شاید سلامتی ازدست‌رفته مجدداً به من برگردد.

البته صبر در مقابل چنین بیماری و حرف نزدن با مردم حتی با زن و بچه، خیلی سخت و طاقت‌فرساست، ‌زیرا انسان بیشتر از هر چیز احتیاج به گفت‌وشنود دارد و چطور می‌شود چند ماه هیچ نگویم و حرفی نزنم و پیوسته در استراحت باشم؟!
آن‌هم معلوم نیست که نتیجه چه باشد.

بر همه روشن است که با پیش آمدن چنین بیماری خطرناکی، ‌چه حال اضطراری به بیمار دست می‌دهد اضطرار می‌اندازد، این حالت پریشانی است که انسان امیدش از تمام چاره‌های بشری قطع‌شده و به یاد مقربان درگاه الهی می‌افتد تا به‌وسیله آن‌ها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت کرده و از دریای بی‌پایان لطف خداوند بهره‌ای بگیرد.

من هم با چنین پیش آمدی،‌ چاره‌ای جز توسل به ذیل عنایت حضرت امام حسین (ع) نداشتم. روزی بعد از نماز ظهر و عصر،‌حال توسل به دست آمد و خیلی اشک ریختم و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (ع) را که به وجود مقدس ایشان متوسل بودم مخاطب قرار داده گفتم: یا بن رسول‌الله، صبر در مقابل چنین بیماری برای من طاقت‌فرساست. علاوه بر این من اهل منبرم و مردم از من انتظار دارند برایشان منبر بروم.
من از اول عمر تابه‌حال علی‌الدوام منبر رفته‌ام و از نوکران شما اهل‌بیتم،‌ حالا چه شده که باید یک‌باره از این پست حساس براثر بیماری کنار باشم. ضمناً ماه مبارک رمضان نزدیک است، دعوت‌ها را چه کنم؟ آقا عنایتی بفرما تا خدا شفایم دهد.

به دنبال این توسل، طبق معمول کم‌کم خوابیدم. در عالم خواب،‌ خودم را در اتاق بزرگی دیدم که نیمی از آن منور و روشن بود و قسمت دیگر آن کمی تاریک.

در آن قسمت که روشن بود حضرت مولی الکونین امام حسین (ع) را دیدم که نشسته است. خیلی خوشحال و خوشوقت شدم و همان توسلی را که در حال بیداری داشتم در حال رؤیا نیز پیدا کردم. بنا کردم عرض حاجت نمودن و مخصوصاً اصرار داشتم که ماه مبارک رمضان نزدیک است و من در مساجد متعدد دعوت‌شده‌ام،‌ ولی بااین‌حال حنجره ازکارافتاده چطور می‌توانم منبر رفته و سخنرانی نمایم و حال‌آنکه دکتر منع کرده که حتی با بچه‌های خود نیز حرفی نزنم.

چون خیلی الحال و تضرع و زاری داشتم،‌ حضرت اشاره به من کرد و فرمود به آن آقا سید که دم درب نشسته بگو اشک بریزید،ان‌شاءالله تعالی خوب می‌شوید. من به درب اتاق نگاه کردم دیدم شوهر خواهرم آقای حاج‌آقا مصطفی طباطبائی قمی که از علما و خطبا و از ائمه جماعت تهران می‌باشد، نشسته است. امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ایشان می‌خواست از ذکر مصیبت خودداری کند،‌ حضرت سیدالشهدا (ع) فرمود روضه دخترم را بخوان. ایشان مشغول به ذکر مصیبت حضرت رقیه (ع) شد و من هم گریه می‌کردم و اشک می‌ریختم،‌ اما متأسفانه بچه‌هایم مرا از خواب بیدار کردند و من هم با ناراحتی از خواب بیدار شدم و متأسف و متأثر بودم که چرا از آن مجلس پرفیض محروم مانده‌ام،‌ ولی دیدن دوباره آن منظره عالی امکان نداشت.

بارگاه حضرت رقیه
بارگاه حضرت رقیه

همان روز و یا روز بعد، به همان متخصص مراجعه نمودم. خوشبختانه پس از معاینه معلوم شد که اصلاً اثری از ناراحتی و بیماری قبلی در کار نیست. او که سخت در تعجب بود از من پرسید شما چه خوردید که به این زودی و سریع نتیجه گرفتید؟!

من چگونگی توسل و خواب خودم را بیان کردم. دکتر قلم در دست داشت و سرپا ایستاده بود، ولی بعد از شنیدن داستان توسل من بی‌اختیار قلم از دستش بر زمین افتاد و با یک حالت معنوی که براثر نام مولی الکونین امام حسین (ع) به او دست داده بود پشت میز طبابت نشست و قطره‌قطره اشک بر رخسارش می‌ریخت. لختی گریه کرد و سپس گفت: آقا، ‌این ناراحتی شما جز توسل و عنایت و امداد غیبی چاره و راه علاج دیگری نداشت.

آیا این نام (رقیه) درست و صحیح است؟

اصل وجود دختری چهارساله برای امام حسین علیه‌السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاءالدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهارساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سربریده پدر به شهادت رسیده، آمده است.[1]

اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و… اختلاف است.

دو خطاب از امام حسین علیه‌السلام در کربلا در مصادر شیعی آمده است که یکی از دختران حرم خود را بانام رقیه صدا زده است.

1)- “یا اختاه یا ام‌کلثوم، و انت یا زینب و انت یا رقیه و انت یا فاطمه و انت یا رباب، …”.[2]

2)- “ثم نادی: یا ام کلثوم و یا سکینه و یا رقیه و یا عاتکه و یا زینب یا اهل بیتی علیکن منی السلام”.[3]

اکثر محدثان دو دختر به نام‌های سکینه و فاطمه برای امام حسین (ع) ذکر کرده‌اند اما علامه ابن شهرآشوب و محمد بن جریر طبری، سه دختر به نام‌های سکینه فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت برشمرده‌اند.

در میان محدثان قدیم تنها علی بن عیسی اربلی ـ صاحب کتاب کشف الغمه (که این کتاب را در سال 687 ه ق تألیف کرده است) به نقل از کمال‌الدین گفته است که امام حسین (ع) شش پسر و چهار دختر داشت ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نام‌های زینب سکینه و فاطمه را نام می‌برد و از چهارمی ذکری به میان نمی‌آورد.

احتمال دارد که چهارمین دختر همین رقیه (ع) بوده است.

علامه حائری در کتاب معالی السبطین می‌نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می‌نویسند “امام حسین (ع) دارای ده فرزند، شش پسر و چهار دختر بوده است.

سپس می‌نویسد: دختران او عبارت‌اند از: سکینه، فاطمه صغری، فاطمه کبری و رقیه علیهم‌السلام.
آنگاه در ادامه می‌افزاید: رقیه پنج سال یا هفت سال داشت و در شام وفات کرد. مادرش “شاه‌زنان ” دختر یزجرد بود.[4]

باید دانست که گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند مثلاً طبق قرائتی به‌احتمال‌قوی همین حضرت رقیه (س) را فاطمه صغری می‌خواندند و شاید همین موضوع باعث غفلت از نام اصلی او شده است.

به‌هرحال ازلحاظ تحقیقی هیچ استبعادی وجود ندارد که نام این دختر امام حسین (ع) رقیه باشد.

نظر دو تن از مراجع تقلید در خصوص دختر سه‌ساله امام حسین‌(ع)

پنجم صفر سالروز شهادت ریحانه امام حسین (ع) حضرت رقیه‌(س) است که سندی بر مظلومیت خاندان پیامبر‌(ص) می‌باشد، عده‌ای از ارادتمندان به ساحت قدسی اهل‌بیت(ع) در پاسخ به شبهه‌ای که در برخی محافل مطرح‌شده نظر دو تن از مراجع عظام تقلید شیعه در این خصوص را با طرح 4 سؤال جویا شده‌اند.

  1. صحت وجود دختری با مشخصاتی که ارباب مقاتل در مورد کیفیت شهادت آن بزرگوار نقل کرده‌اند (در خرابه شام) چیست؟
  2. صحت انتساب چنین دختری به امام حسین‌(ع) چگونه می‌باشد؟
  3. صحت انتساب حرم موجود در نزدیک دمشق به دختری به نام حضرت رقیه‌(س) چگونه است؟
  4. با توجه به موارد گفته‌شده و پاسخ‌های حضرت‌عالی انجام نذر و ادای آن دارای چه حکمی است؟

متن کامل نظرات این دو مرجع تقلید تقدیم می‌گردد:

پاسخ آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی

بسمه‌تعالی

شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین‌(ع) در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این‌که نام آن دختر رقیه بوده یا نام دیگری داشته در بین دانشمندان اسلامی اختلاف‌نظر وجود دارد هرچند معروف این است که نامش رقیه است. همیشه موفق باشید.

پاسخ آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی

بسمه‌تعالی

در کتاب‌هایی چون کامل بهائی و نفس‌المهموم و کتاب‌های معتبر دیگر دختر خردسالی که برخی نام او را رقیه نامیده‌اند و در شام به شهادت می‌رسد، برای امام حسین‌(ع) ذکر کرده‌اند و اگر کسی برای آن حضرت نذر کند، باید آن را ادا نماید و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است.

ضریح مطهر حضرت رقیه
ضریح مطهر حضرت رقیه

زیارت‌نامه حضرت رقیه سلام‌الله علیها

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّهَ، عَلَیْکِ التَّحِیَّهُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَهَ الزَّهْراءِ سَیِّدَهِ نِسـاءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَهَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَهُ الشَّهیدَهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّهُ الْمَرْضِیَّهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا التَّقیّهُ النَّقیَّهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الزَّکِیَّهُ الْفاضِلَهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْبَهِیَّهُ، صَلَّى اللهُ عَلَیْکِ وَعَلى رُوحِکِ وَبَدَنِکِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَکِ وَمَاْواکِ فِى الْجَنَّهِ مَعَ آبائِکِ وَاَجْدادِکِ، الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ، وَعَلَى الْمَلائِکَهِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ، وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

 

پی‌نوشت:

[1] کامل بهائی، ج 2، ص 179
[2] اللهوف، سید بن طاووس ص 140 و 141
[3] مقتل ابن مخنف، ص 131
[4] سرگذشت جان‌سوز حضرت رقیه (س) ص 9 به نقل از معالی السبطین، ج 2، ص 214

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

15 − چهارده =